معنی ادلاق
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برهم سودن دندان از بس سرما. || برآوردن چیزی را، چنانکه شمشیر را از نیام.
کلمات همقافیه با «ادلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر