معنی اخن
8 بازدید
[ اَ خَ ن ن ] (ع ص) اَغَنّ. مَنگان. آنکه در آواز وی غنه باشد. آنکه به بینی سخن گوید. که سخن در بینی گوید. که سخن به بینی گوید. (مهذب الاسماء). در بینی سخن کننده. مؤنث: خَنّاء. ج، خُنّ.[ اَ خِ ] (اِخ) نهریست در نمسا که با جدول أوبرسلز جمع شود و از اجتماع آندو نهر سَلزا پدید آید و سپس از ارتفاع متجاوز از ۶۶۰ گز بزمین پست طُورِن فروریزد. (ضمیمهٔ معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر