معنی اخلاطی
6 بازدید
[ اَ ] (ص نسبی) منسوب بشهر اخلاط. || کیمیاگر. شیمی دان.[ اَ ] (اِخ) فخرالدین. رجوع به فخرالدین اخلاطی شود.[ اَ ] (اِخ) محمدبن علی. رجوع به محمدبن علی اخلاطی شود.[ اَ ] (اِخ) محیی الدین. از علمای معاصر هلاکوخان. وی در بناء رصد خواجه نصیر را امداد کرد. (حبط ج ۲ ص ۳۶).
کلمات همقافیه با «اخلاطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر