معنی اخصاء
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آموختن یک علم را. (منتهی الارب). || خصی کردن. (غیاث از لطائف). بیرون کشیدن خصیه و تخم آدمی : این جزا تسکین جنگ و فتنه است آن چو اخصاء است و این چون ختنه است. مولوی.
کلمات همقافیه با «اخصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر