معنی اخص
5 بازدید
[ اَ خَ ص ص ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خص و خصوص. خاص تر. (غیاث). مخصوص تر. ویژه تر. گزیده تر. || کلی که نسبت به کلی دیگری دارای مصادیق کمتری باشد. امری که مندرج در تحت یک کلی باشد. مقابل اعمّ. - اخصّ الخواص؛ خاص ترین خاصان: محقق کردند و متفق شدند که حسن مازندرانی که اخصّ الخواص علاءالدین بود... (جهانگشای جوینی). - بالاخص؛ بویژه. مخصوصاً.
کلمات همقافیه با «اخص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خص» برای سرودن شعر