معنی اخشیگ
6 بازدید
[ اَ ] (ص) اخشیج. آخشیج. ضد و مخالف. (برهان). || (اِ) هر یک از عناصر اربعه. ج، اخشیگان. (برهان) (جهانگیری) (شعوری): شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع به استحاله دگر میشوند اخشیگان. مجد همگر.
کلمات همقافیه با «اخشیگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یگ» برای سرودن شعر