معنی اخشیشان
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) زیستن بزندگانی بسیار سخت. || سخن بسیار درشت گفتن. || درشت شدن. (زوزنی). || عادت کردن بدرشت پوشیدن. (آنندراج). عادت کردن بپوشیدن لباس نیک درشت غیراَملس. || نیک درشت شدن جامه. || بسیار سخت شدن خشونت چیزی یا کسی.
کلمات همقافیه با «اخشیشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر