معنی اخرات
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ خَرت. چشمه و روزنه های سوزن و سوراخهای گوش و امثال آن. || حلقه ها در سر تنگهای ستور.[ اَ خُ ] (اِ) آخُرات. آخُرها. ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر (در ذکر اخبارالذهب و معادنه) آرد: و قد کان یوجد فی زرویان فی عنفوان ظهوره و اقبال شأنه فی جباله و هضباته تجاویف واسعة کالبیوت یسمونها أخرات، ای أواری مملؤة من قطاع ذهب کالسبائک کأنها خزائن معدة لطلابها و کان العاثر علیها یحصل علی غناءالدّهر. (الجماهر چ هند ص ۲۴۲).
کلمات همقافیه با «اخرات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر