معنی اخدار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) در زیر باران و ابر و باد درآمدن. در باران درشدن. || لازم گرفتن شیر بیشهٔ خود را. در بیشه شدن شیر. (زوزنی). ملازم شدن شیر و جز او در موضع خویش. (تاج المصادر بیهقی). || پنهان کردن بیشه یا درختستان شیر را. || خوابیده گردانیدن دست و پای. || سست اندام گردانیدن. || مقیم بودن دختر در خِدْر و مرد در جای و اهل خود و باز در آشیان خود. || در جائی اقامت کردن.[ اَ ] (ع اِ) جِ خِدر. و جِ اخدار، اخادیر است.
کلمات همقافیه با «اخدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر