معنی اخداج
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ناقص شدن. || اخداج صلوة؛ ناقص گردانیدن نماز را. || اخداج ناقه؛ بچهٔ ناقص زادن شتر اگرچه مدتش تمام بود. (تاج المصادر). || اخداج صیفه؛ کم باران شدن تابستان. || اِخداج زَندَه؛ آتش ندادن آتش زَنه.
کلمات همقافیه با «اخداج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر