معنی احیاء کردن
7 بازدید
[ اِحْ کَ دَ ] (مص مرکب) احیا کردن. زنده کردن : چگونه ساخت از گل مرغ عیسی چگونه کرد شخص عازر احیا.خاقانی. || آباد کردن. عمارت کردن. آباد کردن زمین و جز آن. دایر کردن.
کلمات همقافیه با «احیاء کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر