معنی احوب
6 بازدید
[ اَ وَ ] (ع ن تف) گناهکارتر. || کسی که مطیع امر والدین نباشد: هو اعقّ و احوب.
کلمات همقافیه با «احوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر