معنی واژه احوالپرسی
3 بازدید
[ اَحْ پُ ] (حامص مرکب) پژوهش و سؤال از صحت و بیماری کسی. استفسار و پرسش از حالت و چگونگی و تندرستی و عافیت و بیماری و مرض و کار و بار. عیادت مریض. - احوال پرسی کردن؛ احوال گرفتن. استفسار از حال کسی.