معنی احواج
7 بازدید
[ اِحْ ] (ع مص) نیازمند کردن. (تاج المصادر بیهقی). حاجتمند گردانیدن. محتاج کردن. || حاجتمند شدن. محتاج شدن. نیازمند گشتن. (تاج المصادر بیهقی).[ اَحْ ] (ع اِ) جِ حاجت.
کلمات همقافیه با «احواج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر