معنی واژه احن
5 بازدید
[ اِ حَ ] (ع اِ) جِ اِحنة. کینه ها. خشم ها: فرستاد تا بیاموزند شیوهٔ عفو هنگام قدرت و طریقهٔ حلم و اغماض با کثرت ضغاین و احن. (جهانگشای جوینی).[ اَ حَ ن ن ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از حَنین. - امثال: احنّ من المریض الی الطبیب. احنّ من شارف.