معنی احفاش
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شتابانیدن.[ اَ ] (ع اِ) جِ حِفش. || احفاشُ البیت؛ قماش خانه و متاع فرومایهٔ آن. خرت و پرت. || احفاش الارض؛ سوسمارهای زمین. خارپشتهای آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «احفاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر