معنی واژه احفار
3 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اِحفارِ صبی؛ افتادن چهار دندان پیشین کودک، دو از بالا و دو از زیر. || احفارِ مُهر؛ افتادن دندانهای ثنایا و رباعیات کُرّه. (منتهی الارب). || اِحفارِ کسی چاهی را؛ یاری دادن کسی را در کندن چاه. (منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جِ حَفَر.[ اَ ] (اِخ) موضعی است در بادیةالعرب. (مراصد).