معنی احشاد
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گرد آمدن: احشاد قوم؛ گرد آمدن آنان.[ اِ ] (ع مص) گرد آمدن: احشاد قوم؛ گرد آمدن آنان.
کلمات همقافیه با «احشاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر