معنی احراس
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) احراس بمکانی؛ مقیم بودن بجائی. روزگاری در آن مقیم شدن. روزگاری بجائی مقام کردن. (تاج المصادر).[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ حارس.
کلمات همقافیه با «احراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر