معنی احتجان
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کشیدن. بسوی خود کشیدن. فا خویشتن کشیدن. (تاج المصادر). فرا خویشتن کشیدن چیزی را با چوگان و هر چوب سرکج. || اِحتجانِ مال؛ فراهم آوردن و گرد کردن مال را. برای خود گرفتن و پنهان کردن آن را.
کلمات همقافیه با «احتجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر