معنی احتجام
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) حجامت خواستن. || حجامت کردن. (زوزنی): طفل می ترسد ز نیش و احتجام مادر مشفق در آن دم شادکام.مولوی.
کلمات همقافیه با «احتجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر