معنی احباس
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ حَبس و حِبس.[ اِ ] (ع مص) وقف کردن چیزی: الوقف هو احباس العین و تسبیل المنفعة. - احباس فرس؛ وقف کردن اسب در راه خدای. (منتهی الارب). || در بند نگاه داشتن. || بستن اسب را جائی در راه خدا.
کلمات همقافیه با «احباس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر