معنی اجلاب

معنی اجلاب

6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) فراهم آمدن. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || اجلاب الدّم؛ خشک گردیدن خون. || اجلاب الجرح؛ پوست فراهم آوردن جراحت و به شدن. (منتهی الارب). || یاری دادن. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || اجلب العوذة؛ در چرم دوخت تعویذ را. || اجلاب اِبِل؛ نر زادن شتران. || خداوند شتران نر شدن. (تاج المصادر). || ترسانیدن. (منتهی الارب). || اجلب القَتَب؛ بچرم خام پوشانید پالان را تا خشک گردید. (منتهی الارب). پوست بر پالان یا زین کردن. (زوزنی). || اجلاب فرس؛ بانگ زدن بر اسب وقت دوانیدن تا درگذرد. زجر کردن اسب. (منتهی الارب). بانگ بر ستور زدن تا سبقت گیرد. (تاج المصادر). || حیله کردن برای اهل خود و کسب کردن. (منتهی الارب). || فراهم کردن گروهی و بانگ کردن آنها. گرد کردن.
[ اَ ] (ع اِ) جِ جَلَب، بمعنی آنچه برای فروختن از شهری بشهری برند. || کسانی که ستور از شهری بشهری کشانند بفروختن. (منتهی الارب). چوبدار. جَلاّب.

کلمات هم‌قافیه با «اجلاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید