معنی اجلاء
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دور شدن. || تیز رفتن. (منتهی الارب). || از خان ومان بیرون شدن. (تاج المصادر). از خانمان رفتن، یا مختص بقحط است. (منتهی الارب). || از خان ومان بیرون کردن. (تاج المصادر). نفی کردن. حشر و تبعید کردن. || باز شدن از سر کشته(؟). (تاج المصادر). || پیدا کردن. ظاهر کردن.[ اَ جِ لْ لا ] (ع ص، اِ) جِ جلیل. بزرگواران. (دستوراللغة ادیب نطنزی).
کلمات همقافیه با «اجلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر