معنی اجداب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بی بر شدن زمین. (تاج المصادر) (زوزنی). خشک و بی نبات گردیدن (مکان). (منتهی الارب). || زمین را خشک و بی نبات یافتن. (منتهی الارب). || بی باران گشتن هوا. بی باران شدن ابر. (زوزنی). || باقحط شدن (قوم). (منتهی الارب). بقحط دچار شدن. اِسنات. اِستان. خشکسالی یافتن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «اجداب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر