معنی اجداء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) عطا یافتن. (تاج المصادر). رسیدن بعطا. (منتهی الارب). || بخشش کردن. عطا کردن: اجدی علیه. (منتهی الارب). عطا دادن. (تاج المصادر). عطیه دادن. || مایجدی هذا عنک؛ ای مایُغنیک. (منتهی الارب). کفایت کردن. بی نیاز کردن. || منفعت رسانیدن. سود رسانیدن. || اِجداء جُرح؛ روان گردیدن زخم. سر بازکردن جراحت.
کلمات همقافیه با «اجداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر