معنی اتوکشی
5 بازدید
[ اُ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل اتوکش. - خمرهٔ اتوکشی؛ نیم خمی که درون آن آتش می نهادند و جامه را برای هموار کردن یا چین دادن بدان می کشیدند. - مثل خمرهٔ اتوکشی؛ سری بزرگ و بدشکل.
کلمات همقافیه با «اتوکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر