معنی ابیرد

معنی ابیرد

7 بازدید
[ اُ بَ رِ ] (اِخ) مردی بود از حمیر که به قبیلهٔ بنی سلیم رفت و کشته شد.
[ اُ بَ رِ ] (اِخ) ابن معذر. یکی از شعرای ابتداء دولت اموی است. او به اکابر و ملوک نپیوست و در قبیلهٔ خویش میزیست و اشعاری نهایت دلنشین دارد و از جمله این دو بیت از مرثیهٔ بلیغهٔ او که در وفات برادر خویش گفته است: تطاول لیلی لم انمه تقلباً کأنّ فراشی حال من دونه الجمر فان تکن الایام فرقن بیننا فقد بان منّی فی تذکره العذر. (از قاموس الاعلام).
[ اُ بَ رِ ] (اِخ) ابن هَرثمه عذری. شاعری از عرب. و بعضی نام او را اربد گفته اند.
[ اُ بَ رِ ] (اِخ) یربوعی. نام شاعری از عرب.

کلمات هم‌قافیه با «ابیرد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید