معنی ابیرام
6 بازدید
[ اَ ] (اِخ) (پدر عالی) نام دوتن به بنی اسرائیل: اول سرداری از بنی رَأوبن. که در دشت با قارون و داثان و غیره همداستان شد و تسلط و اقتدار موسی را ناچیز انگاشتند. رجوع به سفر اعداد تورات فصل ۱۶ شود. دوم پسر هیل که در جوانی بترغیب پدر جسارت ورزید و خواست یریحو را دوباره بنا کند و بفرمان الهی هلاک شد. رجوع به کتاب اول پادشاهان تورات فصل ۱۶ و ۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «ابیرام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر