معنی ابومسحل
6 بازدید
[ اَ ؟ ] (اِخ) اعرابی. مکنی به ابومحمد موسوم به عبدالوهاب بن حریش. او از وافدین حسن بن سهل است به بغداد. و او را با اصمعی مناظراتی است در تصریف. او راست: کتاب النوادر و کتاب الغریب. (از ابن الندیم و غیر او).
کلمات همقافیه با «ابومسحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر