معنی ابومسافر
6 بازدید
[ اَ مُ فِ ] (اِخ) کیسان. از روات است. وکیع از او و او از سعیدبن جبیر روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابومسافر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر