معنی ابوغسله
5 بازدید
[ اَ غِ لَ ] (ع اِ مرکب) گرگ. || سرشستنی، چون خطمی و گِلِ سرشوی و مانند آن.
کلمات همقافیه با «ابوغسله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر