معنی ابوعلی سیمجور

معنی ابوعلی سیمجور

5 بازدید
[ اَ عَ لیِ ] (اِخ) محمد المظفربن ابوالحسن محمدبن ابراهیم بن سیمجور دواتی. یکی از امرای دولت سامانی. وی از دست سامانیان پس از پدر خویش ابوالحسین امارت مغرب خراسان داشت و میان وی و فائق حاکم هرات محارباتی روی داد و در آخر قائق منهزم گشت و امارت تمامی خراسان از جانب نوح بن منصور بدو دادند لکن چنانکه باید نسبت بنوح بن منصور راه اطاعت نمیرفت و نوح از وی رنجیده خاطر بود و از اینرو در جنگهائی که میان او و بغراخان درگرفت بوعلی امیر نوح را مساعدت نکرد و پادشاه سامانی سبکتکین غزنوی را بدفع وی فرستاد ابوعلی در این جنگ مغلوب شد (۳۸۴ هـ . ق.) و بفخرالدولهٔ دیلمی پناهید و بار دیگر با سپاهی عازم خراسان گشت به سال ۳۸۵ هـ . ق. و با محمود غزنوی در ظاهر نشابور مصاف داد و محمود در آن جنگ مغلوب گشت و باز در نزدیکی طوس با سبکتکین محاربه در پیوست و سپاه ابوعلی بپراکندند و وی بکلات گریخت و چندی در بلاد متواری بود تا امیر نوح وی را دستگیر کرده نزد سبکتکین فرستاد و سبکتکین وی را محبوس ساخت تا آنگاه که در حبس درگذشت. رجوع بترجمهٔ تاریخ یمینی و تاریخ بیهقی صص ۱۹۶ - ۲۰۵ و حبیب السیر چ طهران ج ۱ صص ۳۲۸ - ۳۳۶ و ۳۵۴ و انساب سمعانی کلمهٔ سیمجور شود. و آنگاه که ابوعلی سیمجور در جنگ با سبکتکین منهزم گشت ابوالفتح بستی این ابیات بگفت: الم تر ما اتاه ابوعلی و کنت اراه ذا رأی و کیس عصی السلطان فابتدرت الیه رجال یقلعون اباقبیس و صیر طوس معقله فصارت علیه الطوس اشأم من طویس. ابوعلی سیمجور ممدوح ابوالفرج سگزی استاد عنصری است و در لغت نامهٔ اسدی بیت ذیل از ابوعلی سیمجور برای کلمهٔ سان شاهد آمده است: این جهان بر کسی نخواهد ماند تا جهان بد نبد مگر زینسان. و در نسخه ای از لغت نامهٔ مزبور قطعهٔ ذیل نیز به سیمجور مطلق منسوب است و با سابقهٔ انتساب بیت فوق به ابوعلی ظاهراً قطعهٔ ذیل نیز از او باشد: ای همچو پک پلید و چنو دیده ها برون مانند آن کسی که مر او را کنی خبک تا کی همی درآئی و گردم همی دوی حقا که کمتری و فژاگن تری ز پک. و رجوع به سیمجوریان و رجوع به ابراهیم سیمجور و ابوالحسین سیمجور و ابوالقاسم بن ابوالحسن سیمجور و ابوالحسن سیمجور شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوعلی سیمجور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید