معنی ابوزعبل
5 بازدید
[ اَ زَ بَ ] (اِخ) نام قصبه ای کوچک به مصر در ناحیهٔ جیزه صاحب دوهزار سکنه در بیست و دو هزارگزی قاهره. بزمان محمدعلی پاشا در اول مدرسهٔ طب و جراحی بدانجا بود و سپس بقاهره منتقل گشت و بزمان بناپارت در این قریه میان عساکر عثمانی و فرانسویان جنگی روی داده است.
کلمات همقافیه با «ابوزعبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر