معنی ابودلامه
5 بازدید
[ اَ دُ مَ ] (اِخ) نام کوهی مشرف بر حجون مکه. (تاج العروس). در منتهی الارب جیحون به جای حجون آمده و غلط است.[ اَ دُ مَ ] (اِخ) زندبن جون کوفی. شاعر مخضرمی (مخضرمی الدولتین)، از موالی بنی اسد، ندیم سفاح و منصور و مهدی است. صاحب نوادر و حکایات و ادب و نظم، و طبع او بمجون و فکاهه مائل است. وفات وی به سال ۱۶۰ یا ۱۷۰ هـ . ق. روی داد. و صاحب حبیب السیر فوت او را۱۶۱ نوشته است. رجوع به معجم الادباء یاقوت ج ۴ ص ۲۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «ابودلامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر