معنی ابوحیان

معنی ابوحیان

6 بازدید
[ اَ حَ یْ یا ] (ع اِ مرکب) آب. (مهذب الاسماء). || فهد.
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) مترجم و مصلح کتاب المجسطی با معاضدت سلم بأمر یحیی بن خالد برمکی بود و نیز نام او را ابوحسان آورده اند. رجوع به ابوحسان... شود.
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) ابن حمادبن ابی حنیفه، امام اعظم است. (ابن الندیم).
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) اثیرالدین محمدبن یوسف بن علی غرناطی اندلسی جیانی. یکی از ائمهٔ لغت عرب. اصلاً بربری است. مولد او در غرناطه به سال ۶۵۴ هـ . ق. بوده است. مقدمات علوم را در همان شهر بیاموخت و سپس به شهرهای بلش و مالقه و مریه شد و در بلاد مزبوره به تحصیل علوم پرداخت و از آنجا به شمال افریقیه و مصر سفر کرد و نزد ابن نحاس تا سال ۶۹۸ به تحصیل نحو پرداخت و پس از وی در تدریس نحو جانشین معلم خویش گشت. او در اول پیرو مذهب ظاهریه بود و ابن حجر که شرح حال او را نوشته گوید ابوحیان حتی در نحو هم ظاهری است چه او سعی داشت از آراء ائمهٔ نحو و بالخاصه سیبویه تخلف نشود و پس از آن مذهب شافعی گرفت و تألیفات وی تنها در علم نحو نیست بلکه او را در علوم قرآن و حدیث نیز مؤلفاتی است و کتابی نیز در شصت مجلد در تاریخ اندلس داشته است که در دست نیست و از کلیهٔ تألیفات او که بالغ بر ۶۵ کتاب است جز ده کتاب ظاهراً باقی نمانده است. ابوحیان قریحهٔ شعر نیز داشت و قطعاتی از وی نقل شده است و او علاوه بر زبان عرب، فارسی و ترکی و حبشی نیز میدانسته است چنانکه منطق الخرس فی لسان الفرس و کتاب الافعال فی لسان الترک و کتاب زهو الملک فی نحو الترک و رجز نورالغبش فی لسان الحبش از اوست، و این کتاب اخیر ناتمام مانده است. و از مؤلفات دیگر اوست: کتاب التذییل والتکمیل فی شرح التسهیل. التنحیل الملخص من شرح التسهیل. الشذرة الذهبیة فی علوم العربیة. کتاب نحات اندلس. کتاب شذا فی مسئلة (کذا). کتاب المبدع فی التصریف. کتاب الملخص عن شرح سیبویه للصفار. کتاب المبین فی تاریخ الاندلس در ۶۰ مجلد. کتاب الارتضاء فی الضاد و الظاء. کتاب ارتشاف الضرب فی لسان العرب. کتاب البحر المحیط فی التفسیر و مختصر آن موسوم به النهر الماد من البحر. کتاب الحلل الحالیة فی اسانید القرائة العالیة. تذکرة فی العربیة. کتاب خلاصة التبیان فی المعانی و البیان. کتاب البر الجلی و النظر الخفی. کتاب تحفة الاریب فیما فی القرآن من الغریب. کتاب شرح الالفیة موسوم به منهج السالک. کتاب التجرید لاحکام سیبویه. التذکرة. الموفور. التقریب مختصر المقرب. التدریب. غایةالاحسان. النکت الحسان. کتاب الفضل فی احکام الفصل. اللمحة. عقداللئالی. نکت الامالی. النافع فی قرائة نافع. الاثیر فی قرائةبن کثیر. المورد الغمر فی قرائة ابی عمرو. الروض الباسم فی قرائة عاصم. المزن الهامر فی قرائةبن عامر. الرمزة فی قرائة حمزة. تقریب النائی فی قرائة الکسائی. غایةالمطلوب فی قرائة یعقوب. قصیدة النیر الجلی فی قرائة زیدبن علی. الوهاج فی اختصار المنهاج. الانورالاجلی فی اختصار المحلی. الاعلام بارکان الاسلام. نثر الزهر و نظم الزهر. نظر الحسبی فی جواب اسئلة الذهبی. فهرست مسموعاتی. نوافث السحر فی دمائث الشعر. تحفةالندس فی نحاة اندلس. الابیات الوافیة فی علم القافیة. جزء فی الحدیث. مشیخةبن ابی منصور. کتاب الادراک للسان الاتراک. نفحةالمسک فی سیرة الترک. و کتبی که ناقص و ناتمام از وی مانده است: مسلک الرشد فی تجرید مسائل نهایة [ شاید: تهافت؟ ] ابن رشد. منهج یا تهیج السالک فی الکلام علی الفیة ابن مالک و شاید این کتاب همان منهج السالک سابق الذکر است. نهایةالاغراب فی علم التصریف والاعراب. رجز مجانی العصر فی آداب و تواریخ اهل العصر. المخبور فی لسان الیحمور. و قطعهٔ ذیل از اشعار او است: عدای لهم فضل علی و منة فلااذهب اللََّه عنی الاعادیا (؟) هُمُ بحثوا عن زلتی فاجتنبتها و هم نافثونی فاکتسبت المعالیا. و حاجی خلیفه دو کتاب ذیل را نیز به ابوحیان نسبت کند: کتاب نضار. کتاب المفردات. وفات او به سال ۷۴۵ بوده است. و رجوع به محمدبن یوسف غرناطی و نامهٔ دانشوران ج ۱ ص ۱۲۷ شود.
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) سهیم بن نوفل. محدث است و او معروف به ابن عینیّه است.
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن جعفربن حیان اصفهانی. رجوع به عبداللََّه... شود.
[ اَ حَ یْ یا ] (اِخ) یحیی بن سعیدبن حیان التیمی. محدث است.

کلمات هم‌قافیه با «ابوحیان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید