معنی ابوحی
4 بازدید
[ اَ حَ ی ی ] (اِخ) مؤذن. او از نوبان و از او یزیدبن شریح روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابوحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر