معنی ابوحکیم قشیری
6 بازدید
[ اَ حَ مِ قُ شَ ] (اِخ) جد بهزبن حکیم، نام او معاویةبن حیده است.
کلمات همقافیه با «ابوحکیم قشیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر