معنی ابوان
6 بازدید
[ اَ بَ ] (ع اِ) تثنیهٔ اب (در حال رفعی). ابوین. والدین. پدر و مادر.[ اَبْ ] (اِخ) نام قریه ای به صعید ادنی در غربی نیل و آنرا ابوان عطیه گویند. || شهری بنزدیک دمیاط، نسبت بدان بؤنی باشد: حمز بؤنی. || قریه ای از خرهٔ بهنسی، هم به صعید.
کلمات همقافیه با «ابوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر