معنی ابوامیه
6 بازدید
[ اَ اُ مَ یْ یَ ] (اِخ) رجوع به ابراهیم بن منبه شود.[ اَ اُ مَ یْ یَ ] (اِخ) رجوع به امیةبن ابی امیه و محمدبن ابی امیه و علی بن ابی امیه و عبداللََّه بن ابی امیةبن ابی امیه و احمدبن امیةبن ابی امیه شود.[ اَ اُ مَ یْ یَ ] (اِخ) کنیت شریح قاضی. رجوع به شریح بن حارث بن قیس بن الجهم شود.[ اَ اُ مَ یْ یَ ] (اِخ) ابن مغیرةبن عبداللََّه بن عمروبن مخزوم والد ام المؤمنین ام سلمه. و این ابوامیه را با مسافربن ابی عمرو و زمعةبن اسود ازوادالرکب گفتندی، از اینرو که در هر کاروان که یکی از آنان بودندی دیگر مردم قافله را زاد نبایستی و بر خوان او گرد آمدندی.
کلمات همقافیه با «ابوامیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر