معنی ابن کرنیب

معنی ابن کرنیب

5 بازدید
[ اِ نُ کَ / کِ / کُ ] (اِخ) ابواحمد یا ابوالحسن حسین بن اسحاق بن ابراهیم بن یزید کاتب. از بزرگان متکلمین بغداد و پیرو مذهب فلاسفهٔ طبیعیین، در نهایت فضل و معرفت و آگاهی بعلوم طبیعیهٔ قدیمه. و او را تصانیفی است، ازجمله: کتاب الرد علی ثابت بن قرة فی نعته وجود سکون بین کل حرکتین متساویتین . کتاب فی الاجناس و الانواع و هی امور العامیه. کتاب کیف یعلم ما مضی من النهار من ساعة من قبل الارتفاع . (قفطی). و ابن الندیم گوید ابن کَرنیب مکنی به ابواحمد حسین بن ابی الحسین اسحاق بن ابراهیم بن یزید کاتب است. او از بزرگان متکلمین بود و بمذهب فلاسفهٔ طبیعیین میرفت. و در جای دیگر گوید ابوالحسین بن کرنیب از اصحاب علوم تعالیم و هندسه، او راست: کتاب کیف یعلم ما مضی من النهار من ساعة من قبل الارتفاع المفروض. و قفطی در ترجمهٔ ارسطو گوید ابن کرنیب راست تفسیر بعض مقالهٔ اولی و بعض مقالهٔ رابعه تا مبحث زمان بر کتاب سماع طبیعی ارسطو.
[ اِ نُ کَ / کِ / کُ ] (اِخ) ابوالعلاءبن اسحاق بن ابراهیم بن یزید کاتب، برادر حسین بن اسحاق متکلم. مهندس و ریاضی، و او استاد ابوعمرو مغازلی بوزجانی در هندسه است. و ابوالوفا بوزجانی برادرزادهٔ ابوعمرو بواسطهٔ عم خویش شاگرد ابن کرنیب است.

کلمات هم‌قافیه با «ابن کرنیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید