معنی ابن مأمون
6 بازدید
[ اِ نُ مَ ءْ ] (اِخ) احمدبن علی بن هبةاللََّه (۵۰۹ -۵۸۶ هـ .ق .). از نسل مأمون بن هرون الرشید. نحوی و ادیب و فقیه. چندی منصب قضا رانده و در زمان مستنجد آنگاه که همهٔ قضات محبوس گردیدند ازجمله او یازده سال در حبس بود و کتب بسیار در زندان تصنیف کرد و بزمان مستضی ء رهائی یافت.
کلمات همقافیه با «ابن مأمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر