معنی ابن فرحون

معنی ابن فرحون

7 بازدید
[ اِ نُ فَ ] (اِخ) ابراهیم بن علی بن ابی القاسم بن محمدبن فرحون یعمری. فقیه و مورخ مالکی. اصل خاندان او از قریهٔ اُیان از اعمال جیان اندلس است و مولد او بشهر مدینه بوده است. اساتید او گذشته از پدر و عم، ابومحمد شرف الدین اسنوی و جمال الدین دمنهوری و محمدبن عرفه است. در ۷۹۲ هـ .ق . بزیارت خانه و از آنجا به مصر رفته و همان سال سفری به دمشق کرده و در ۷۹۳ بمقام قضای شهر مدینه منصوب شده است. او مردی پارسا بوده و بیشتر بتلاوت قرآن و ادعیه وقت می گذاشته است. وفات او به سال ۷۹۹ بوده است. او راست: تبصرةالحکام فی اصول الاقضیة. مناهج الاحکام در فقه مالکی. الدیباج المذهب فی معرفة اعیان علماءالمذهب که آنرا طبقات المالکیه و طبقات علماءالعرب نیز نامند و در آن شرح حال ۶۳۰ تن از فقهای مالکی آمده است و در فاس و هم قاهره به طبع رسیده است. دررالغواص فی محاضرةالخواص در مشکلات فقه مالکی. تسهیل المهمات فی شرح جامع الامهات و آن شرح کتاب ابن حاجب است در فقه.

کلمات هم‌قافیه با «ابن فرحون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید