معنی ابن فرح
7 بازدید
[ اِ نُ فَ رَ ] (اِخ) شهاب الدین ابوالعباس احمدبن فرح بن احمد لخمی اشبیلی شافعی. مولد او به اشبیلیه به سال ۶۲۵ هـ .ق . و در ۶۴۶ اسیر فرنگ شد، و از آنجا بگریخت و به مصر و شام رفته بفراگرفتن علم و ادب پرداخت و پس از آن در شهر دمشق اقامت گزید و در جامع اموی بتدریس اشتغال ورزید و آنگاه که مشیخت دارالحدیث نوریه بدو عرضه کردند از قبول سر باززد. او را شاگردان بسیار در حدیث بود مانند دمیاطی و نابلسی و یونینی و برزالی و مقاتلی. وفات او در ۶۹۹ بوده است. او را قصیده ای است به نام منظومهٔ ابن فرح مشتمل بر بیست بیت و در آن اصطلاحات محدثین را بکار برده است و مطلع آن این است: غرامی صحیح و الرجا فیک معضل و حزنی و دمعی مرسل و مسلسل.
کلمات همقافیه با «ابن فرح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رح» برای سرودن شعر