معنی ابن عباس
7 بازدید
[ اِ نُ عَ بْ با ] (اِخ) عبداللََّه بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، مکنی به ابوالعباس. مولد او مکهٔ مکرمه، به شعب ابی طالب، آنگاه که مسلمین و بنی هاشم بدانجا محصور بودند (سه سال پیش از هجرت). مادرش لبابه بنت حارث و حارث پسرعم رسول اکرم صلوات اللََّه علیه است و با اینکه هنگام رحلت آن حضرت کودکی سیزده ساله بود احادیث بسیار بدو نسبت کنند. او به سال ۲۷ هـ .ق . با عبداللََّه بن ابی سرح بغزای افریقیه شد و در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام با آن حضرت به عراق رفت و در جنگ صفین حاضر بود و سپس حکومت بصره بوی مفوض گردید و پیش از شهادت علی علیه السلام از عراق بطائف هجرت کرد و تا زمان مرگ (۶۸ هـ .ق .) بدانجا ببود. خلفای عباسی از نسل او باشند، و نیز گفته اند ابن عباس به سال ۴۹ هـ .ق . با ابوایوب انصاری به معیت یزیدبن معاویه بغزای روم رفت و او اکبر اولاد پدر خویش بوده و عبیداللََّه و فضل و قثم و معبد برادران او باشند. و چون ابن عباس مطلق گویند منصرف به عبداللََّه باشد. و کتاب تفسیری نیز به عبداللََّه بن عباس نسبت کنند.[ اِ نُ عَ بْ با ] (اِخ) رجوع به ابوالقاسم الزهراوی شود.[ اِ نُ عَ بْ با ] (اِخ) رجوع به ابوالقاسم الزهراوی شود.
کلمات همقافیه با «ابن عباس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر