معنی ابن دهن
5 بازدید
[ اِ نُ ؟ ] (اِخ) طبیب بیمارستان برامکه. یکی از نَقَله و مترجمین از هندی به عربی و ازجملهٔ کتبی که نقل کرده است کتاب استنکرالجامع. کتاب سند ستاق (صفوةالنجح). (از ابن الندیم). رجوع به ابن دهان طبیب ناقل کتب هند شود.
کلمات همقافیه با «ابن دهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر