معنی ابن خیران
4 بازدید
[ اِ نُ خَ ] (اِخ) ابوعلی حسین بن صالح. وفات ۳۱۰ یا ۳۲۰ هـ .ق . از فقهای شافعیه. بزمان مقتدر قضای بغداد بدو دادند و وزیر ابوالحسن علی بن عیسی برای قبول این منصب موکلین بدو گماشت و با اینهمه او از پذیرفتن این رتبت سر باززد. و چون علت امتناع از او پرسیدند گفت خواستم تا مردمان گویند بزمان ما بر کسی موکلین برای تقلد قضا گماشتند و او تن بقضا نداد.[ اِ نُ خَ ] (اِخ) ولی الدوله ابومحمد احمدبن علی. وفات ۴۳۱ هـ .ق . ادیب و شاعر. از طرف ظاهربن حاکم سلطان مصر متولی نوشتن سجلات بوده و دیوان شعری در چند ورقه داشته است.
کلمات همقافیه با «ابن خیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر