معنی ابن خیاط

معنی ابن خیاط

6 بازدید
[ اِ نُ خَ یْ یا ] (اِخ) ابوعبداللََّه احمدبن محمد دمشقی (۴۵۰-۵۱۷ هـ .ق .). شاعر عرب. او را دیوانی است. او بایران سفر کرده و بزرگان ما را مدح گفته، و با ابن حیوس معاصر و معاشر بوده است.
[ اِ نُ خَ یْ یا ] (اِخ) ابوبکر محمدبن احمدبن منصورالحیاط السمرقندی النحوی اللغوی. از سمرقند به بغداد هجرت کرده. او را با ابراهیم بن السری الزجاج صحبت و مناظره ای است و مذهب کوفیین و بصریین را خلط می کرده. کتب ذیل از اوست: کتاب النحوالکبیر. معانی القرآن. کتاب المقنع. کتاب الموجز. (ابن الندیم).
[ اِ نُ خَ یْ یا ] (اِخ) عبداللََّه بن محمد. شاعر. در اواخر دولت بنی امیه و اوائل بنی عباس میزیسته و مدح خلفا میکرده است.
[ اِ نُ خَ یْ یا ] (اِخ) ابوبکر یحیی بن احمد. طبیب و ریاضی طلیطلی. وفات ۴۴۷ هـ .ق . در خدمت سلیمان بن حکم الناصر بوده و پس از او امیرمنصور یحیی بن اسماعیل بن ذوالنون را خدمت کرده و در طلیطله بسن هشتادسالگی درگذشته است. ابن خیاط از شاگردان مسلمهٔ مجریطی بود.

کلمات هم‌قافیه با «ابن خیاط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید