معنی ابن حمویه
7 بازدید
[ اِ نُ حَ مْ مو یَ ] (اِخ) ابراهیم بن سعدالدین محمدبن المؤید ابی بکربن جمال السنه، ابی عبداللََّه محمدبن حمویهٔ جوینی. فقیه و محدث. در قرن هفتم هجری میزیسته. جدش محمدبن حمویه. و گروهی دیگر از این خاندان در عصر خویش معروف بودند مانند قطب الدین علی بن محمد و صدرالمشایخ معین الدین محمد و قاضی نصیرالدین محمدبن محمدبن علی بن مؤید. و ابراهیم صاحب ترجمه با آنکه خود شیعی نبود نزد بسیاری از علمای شیعه مانند خواجه نصیرالدین طوسی و محقق حلی و ابن طاوس و یوسف بن مطهر پدر علامه و مفیدبن جهیم و سید عبدالحمیدبن فخار تلمذ کرد. غازان خان پادشاه مغول در چهارم شعبان ۶۹۴ هـ .ق . بدست او اسلام آورد و گروهی از مغولان از آن پس مسلمانی گرفتند. او راست: فرائدالسمطین در مناقب.[ اِ نُ حَ مْ مو یَ ] (اِخ) ابومحمد عبداللََّه بن عمر سرخسی. وفات ۶۵۳ هـ .ق . اصلاً از مردم خراسان و در شام پرورش یافت. او بمغرب و اندلس بسیاحت رفت و سیاحتنامه ای مشتمل بر احوال امرا و علما و غیر آن نوشت، و جز آن کتب دیگر هم دارد از جمله: کتاب فی اصول الأشیاء. کتاب فی سیاسةالملوک. کتاب المسالک و الممالک. کتاب عطف الذیل. وفات او به دمشق بود.
کلمات همقافیه با «ابن حمویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر