معنی ابن حجه

معنی ابن حجه

6 بازدید
[ اِ نُ حُ جْ جَ ] (اِخ) ابوجعفر احمدبن محمد قیسی قرطبی (۵۶۲-۶۴۳ هـ .ق .). نحوی و مقری و محدث. مولد او قرطبه. در آنجا نحو و حدیث فراگرفت و پس از آن به اشبیلیه رفت و منصب قضا و خطابت به او تفویض شد، در سفری اسیر گشت و او را به منورقه بردند و هم بدانجا وفات کرد. کتاب تسدیداللسان در نحو و جمع بین صحیحین از تألیفات اوست. (روضات الجنات).
[ اِ نُ حِ جْ جَ ] (اِخ) ابوالمحاسن تقی الدین ابوبکربن علی بن عبداللََّه قادری حنفی ازراری. شاعر و ادیب عرب به عصر ممالیک مصر و شام (۷۶۷ -۸۳۷ هـ .ق .). مولد وی حماة شام، و از این او را ازراری گویند که در جوانی از فروختن گوی گریبان وجه معاش کردی. ابتدا بقاهره رفت و در دارالانشاء کتابت میکرد. او راست خزانةالادب و غایةالارب در علم بدیع و آن شرح قصیدهٔ بدیعیه است که هر بیت آن شامل صنعتی از بدیع باشد و هم نام آن صنعت در آن بیت آمده است. و آنگاه که بارزی، حامی و برکشندهٔ وی در ۸۳۰ وفات کرد ابن حجه به وطن خویش بازگشت و در آنجا به سال ۸۳۷ بمرد.

کلمات هم‌قافیه با «ابن حجه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید